• images/options/Tomixe-site-banner_copy_211031_13960925-185920.jpg
  • images/options/AIM-SOUTH-BANNER_938431_13950525-145257.jpg
  • images/options/Cavalor2_524442_13950525-145135.jpg
1 2 3
مجله هفتگی، یکشنبه بیست و ششم مهر ماه 1394

  زوج هفته: فائزه غروی و مجید شریفی

 

زوج این هفته ی ما فائزه غروی و مجید شریفی هستند که فائزه سوارکار و متولد فروردین بوده و  مجید سوارکار و مربی متولد شهریور است. 7 سال از ازدواج این زوج که حدود 11 سال پیش در باشگاه سوارکاری با هم آشنا شده اند، می گذرد.

آنها درباره برنامه روزانه خود می گویند:

فائزه : بستگی به فصل دارد. زمستان ها شب ها زودتر به خانه میرویم و تابستان ها دیرتر. صبح ها از ساعت 10 کار را با هم شروع می کنیم. البته مجید چون روزها بیشتر سواری می کند شبها خیلی خسته است .

من ظهرها چند ساعتی به منزل می روم، کارهای روزانه ام رو انجام می دهم و برمیگردم اما مجید در باشگاه می ماند.

فرض کنید یک مسابقه مهم مثل قهرمانی کشور است، هردو انتخاب شده اید اما فقط یک اسب دارید. کدام یک از شما دونفر شرکت خواهد کرد؟

فائزه : قاعدتا مجید

مجید : قاعدتا فائزه چون من به حد کافی در ایران رشد کرده ام و الان نگاهم به رویداد های جهانی است.

اگر به نقطه ای برسید که پتانسیل پیشرفت فقط برای یکی از شما دو نفر وجود داشته باشد کدامیک به نفع دیگری کنار میروید؟

مجید : ترجیح میدم فائزه از این موقعیت استفاده کند.

فائزه : من به نفع مجید کنار خواهم رفت.

با کار یکدیگر مشکلی ندارید ؟

 فائزه : با کار هم مشکلی نداریم اما کار ما سختی هایی هم دارد. مثلا روز تعطیلی باقی مردم، مصادف با روز کاری ماست.

اگر همسرتان در کار با کسی مشکل پیدا کند، آیا در رفتار شما با آن فرد تاثیر خواهد گذاشت؟

فائزه: ترجیح میدهم خودم را وارد ماجرا نکنم. چون این کار را صحیح نمیدانم .

مجید: من وارد ماجرا خواهم شد و صد در صد در رابطه من با آن فرد تاثیر می گذارد. البته شاید 10 سال دیگر اینطور نباشم .

آیا ترجیح می دادید همسرتان شغل دیگری به جز سوارکاری داشت؟

مجید: من از شخصیت فائزه خبر داشتم ولی اگر ایشان سوار کار نبودند، ما هیچوقت نمی توانستیم ازدواج کنیم . اسب دوست بودن فائزه ما را خیلی به هم نزدیک کرده است.

فائزه: برای افرادی که سواری حرفه ای می کنند به جز این حالت نمی شود. اگر یکی از طرفین در جامعه سوارکاری نباشد خیلی سخت می شود. چون اصلا برنامه زندگیشان به هم نمی خورد. البته شاید در مورد شغل های دیگر بهتر باشد که از صبح تا شب با هم نباشند ولی در شغل ما این مسئله به سختی امکان پذیر است.

 

اینکه شما پا به پای هم کار می کنید تاثیری در انجام وظایفتان به عنوان یک خانم در منزل نداشته است؟

فائزه: تا حدودی. سعی می کنم هم شغلم و هم وظایفم را در خانه مدیریت کنم ولی مسلما به خوبی نتوانستم اینکار را انجام دهم. البته مجید هم هر وقت خواستم کمکم کرده است.

با کدام زوج سوارکار بیشتر صمیمی هستید؟

فائزه: با خیلی ها در ارتباط هستیم ولی به آن شکل الان در خاطرم نیست .

مجید: با همه دوست هستیم ولی رفت و آمد خانوادگی به آن شکل نداریم.

دلیل خاصی دارد؟ از روی  سیاست است یا کمبود وقت؟

مجید: 90% به دلیل کمبود وقت و باقی هم مسائل جانبی است. ما اصلا وقت نمی کنیم جایی برویم .

دوست صمیمی و خانوادگی دارید؟

مجید: من اغلب راز دلم را به پدر خانمم میگویم و با ایشان حرف می زنم. به نظر من هرکسی اگر وقت اضافه پیدا کند باید آن وقت را برای خانواده صرف کند.

تاثیر گذارترین  فرد در زندگی خانوادگی شما کیست؟

فائزه: مادر و پدرم

مجید: سعی می کنم به زندگی آدم های موفق نگاه کنم.

در زندگی زناشویی قاضی و حکم بین شما کیست؟

مجید: من بیشتر خود فائزه را به عنوان حکم قرار میدهم چون حرف هایش خیلی منطقی است و من وقتی عصبانی می شوم منطقی حرف نمیزنم ولی یکساعت بعد هیچ چیز از آن کدورت خاطرم نیست .

فائزه: اگر این اختلاف مربوط به امور کاری و باشگاه باشد من آقا شاهرخ را قبول دارم. در مورد مسائل خانوادگی اگر مجید قبول داشته باشد پدرم را قاضی می کنیم. البته هیچوقت اینکار را نکرده ایم. اکثرا سعی می کنیم بین خودمان 2 نفر ماجرا را حل کنیم.

اگر بچه داشته باشید، آیا دوست دارید که شغل شما را ادامه بدهد؟

فائزه: دوست دارم سوارکار باشد ولی درآمد و شغلش از این کار نباشد. البته در نهایت خودش باید تصمیم بگیرد.

مجید: من دوست دارم هر کاری را که من نتوانستم بکنم بچه ام انجام بدهد. تحصیلات خوب داشته باشد، به یکی دو زبان خارجی مسلط باشد و اگر بخواد این کارها را بکند قاعدتا نمی تواند شغل و منبع درآمدش فقط سوارکاری باشد.

اگر فرزندتان خواست در جامعه سوارکاری ازدواج کند نظر شما چیست؟

مجید: تصمیم با خودش است، من با این مسئله مشکلی ندارم.

فائزه: شاید ما چون بچه نداریم الان به درستی نمی دانیم ولی کلا این مساله به اختیار ما نیست و خودش باید تصمیم بگیرد.

درباره دوران کودکی و ورودتان به دنیای اسب توضیحی بدهید؟

مجید: برادرم سوارکار بود و  از سال 1358 در خرم آباد  اسب داشتیم. من همان زمان سوار اسب می شدم. یکی دو سالی اسب داشتیم. وقتی به تهران آمدیم برادرم به باشگاه شهدا رفت و روزها مرا هم با خودش، با دوچرخه به باشگاه  می برد. من حدودا 16 سال داشتم که برادرم برای رفتن به سربازی، سوارکاری را رها کرد، در آن زمان گاهی از مدرسه فرار می کردم می رفتم باشگاه شهدا یا سپاه و اسب سوار می شدم. بعد  از آن با 2 تا از دوستانم اسبی به نام رایان را به صورت شریکی خریدیم و بعد ها چون هزینه ی نگهداریش برایمان سنگین بود، آن را به باشگاه سپاه بخشیدیم. ضمنا من خدمت سربازی رو هم باشگاه سپاه گذراندم. در آنجا با اسب به کلاس های سرهنگ نشاطی می رفتم.

فائزه: من و ملیکا از بچگی عاشق حیوانات  بودیم. به خاطر علاقه ای که به اسب و حیوانات داشتیم شروع به سوارکاری کردیم.

من از 8 سالگی سواری را از باشگاه نوروز آباد همراه ملیکا شروع کردم و از 10 سالگی به یادگیری سواری حرفه ای پرداختم.

اولین مربی شما چه کسی بوده است ؟

فائزه: در نوروز آباد آقای شاطری بودند .در این دوره من فقط در لنژ سواری می کردم. ولی آقای محمد آقابزرگی بصورت تکنیکی شروع به آموزش من کردند.

اگر به عقب برگرید دوباره با هم ازدواج می کنید؟

مجید: بله. البته زندگی بدون اختلاف وجود ندارد ولی کسی به جز سوارکار و اسبی نمیتوانست من را با این اخلاق تحمل کند. کسی که کامل مرا بشناسد.

فائزه: بله

بارزترین خصوصیت اخلاقی همسرتان چیست؟

فائزه: مهربان، خوش قلب و زود جوش

مجید: با گذشت و باهوش

بزرگترین هدفتان در زندگی چیست ؟

مجید: من دوست دارم از ایران بروم چون اینجا اگرچه امنیت شغلی دارم اما آرامشم کم است.

فائزه: اینکه تا جائیکه بتوانیم در کارمان پیشرفت کنیم. میدانم که کار کردن در سطح جهانی سخت است اما اگر بخواهیم شدنی است.

چندمین فرزند خانواده هستید؟

فائزه: بچه دوم

مجید: سومی و آخری. 3 برادر هستیم.

پیشنهادتان برای کسانی که در این رشته هستند و هنوز ازدواج نکرده اند؟

فائزه: من به زوجی که در جامعه سوارکاری  هستند  نصیحتی که میتوانم بکنم این است که اگر دنبال پیشرفت و آرامش هستند، به دنبال حاشیه ها نباشند چون حاشیه ها خیلی آدم را اذیت میکند.

مجید: من هم کاملا موفقم .

وقتی دونفری خیلی خوشحال یا غمگین هستید، کجا بیشتر به شما آرامش میدهد؟

مجید: من در خانه و در کنار همسرم خیلی احساس آرامش میکنم.

فائزه: جنگل، طبیعت و هرجا که خلوت باشد. اما جای خاصی الان در ذهنم نیست.

حرف آخر

فائزه: از شما تشکر می کنیم که در جامعه سوارکاری همیشه فعال هستید. واقعا این جامعه به کسی مثل شما نیاز دارد و اینکه امیدوارم صحبت های ما به جز جنبه سرگرمی اش تاثیر گذار هم باشد و اثر مثبتی هم داشته باشد. 

مجید: از مصاحبه با شما خیلی خوشحالم. با اینکه  بعضی مواقع با مسائلی که روی سایت عنوان می کنید  موافق نیستم. ولی اگر شما نباشید این رشته ورزشی می سوزد و از بین میرود .

     نظرات (3)  |  
ضعیف متوسط خوب خیلی خوب عالی
  (7)
   ثبت و ارسال نظرات
  مرتضی حجازی،  دوشنبه یازدهم بهمن ماه 1395
درود براقا مجیدشریفی خدا یاورش باشد
  مرتضی حجازی،  شنبه نهم بهمن ماه 1395
سلام و درود بر مجیدشریفی انکه ثابت کرده است که زندکی بر پایه حرکت است دورود خدابر شما باد
  Raha،  یکشنبه بیست و ششم مهر ماه 1394
ارزوی موفقیت و پیشرفت دارم واسه این زوج بی همتا
تبلیغات
رتبه بندی سوارکاران
رتبه بندی سوارکاران
تبلیغات
images/contents/NAMAD-S_819111_13950808-113112.jpg
images/contents/Parseh_940331_13950525-150130_635231_13950808-114250.jpg
images/contents/telegram-left_204911_13950330-151337_028241_13950808-114639.jpg
images/contents/Future_059025_13950525-144651_375841_13950808-114819.jpg
images/contents/Cont-Caretino-2_404544_13950525-144651_834941_13950808-115252.jpg
images/contents/aerobic-1_910331_13950525-144651_477911_13950808-115446.jpg
images/contents/scooter_834641_13950808-120303.jpg
images/contents/Amzess-1_309541_13950808-120558.jpg
images/contents/Chelist-Site-3_266431_13960204-115419.jpg